محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
26
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
تأويل ما درست است ، زيرا كه ما درهم ريختن را به معنى ريختن آب شيرين بر روى شور معنى كرديم وپرده را به معنى مانع آميزش گرفتيم . پاسخ چنين است كه تأويل ما نيز درست است به شرط آنكه هر معنى را بجاى صحيح خود بيان كنيم وبگوييم : درهم ريختن التقاء عبارت است از ريختن بخشي از نيل در درياى چين ( درياى سرخ ) وسر نيل امروز در رومى ( مديترانه ) مىريزد . پس در نيل التقا دست مىداده است [ نبينى كه ] گويند : مادر موسى تابوت وى را در قلزم انداخت وآن را در نيل گرفته به مصر بردند . با اينكه التقا درهم ريختن غير از اجتماع آميزش است ، چه دو درهم ريخته ممكن است پردهء مانع وجدا كننده داشته باشند ، وآنچه ايشان گفتند آميزش است نه درهم ريختن . اگر گفته شود : چرا درياهاى عجم را در شمار اين هفت نهادى ؟ در صورتي كه تو گفتى خدا با عربها به اندازهء آگاهىشان گفتگو كرده است پاسخ از دو راه است : نخست آنكه عربان به إيران سفر مىكردهاند وآگاهى داشتند ، چنانكه عمر مىگفت من دادگرى را از كسرا وسيرت أو فرا گرفتم . ديگر آنكه ؛ كسى كه بخواهد تا هجر وآبادان سفر كند ناچار از درياى فارس وكرمان وتيز « 1 » مكران مىگذرد . نبينى كه بيشتر مردم اين دريا را تا مرزهاى يمن ، درياى فارس مىنامند ؟ وبيشتر كشتىسازان ودريانوردان فارسي هستند . اين دريا از عمان تا آبادان كم پهنا است ومسافر راه خود گم نمىكند . اگر گفته شود : چرا اين سخن را دربارهء قلزم پيش از پهناورى
--> ( 1 ) ن . ك : چ ع ص 475 ببعد .